خداحافظی با فولیا
تا 50 دقیقه دیگه جواب ازمایشم معلوم میشه
معلوم میشه که فولیا شهید شدن یا نه زندن
دلم نیومد بعد این همه منتظر بودن یه هو بیخیالشون بشم
گفتم بزار ازشون خداحافظی کنم که اگر دیگه نبودن دلم نسوزه
رسما نشستم زل زدم به ساعت
از ظهر هر کار بلد بودم برا سر گرم کردن خودم کردم
یه قابلمه اش درست کردم به چه بزرگی
صورتمو بند انداختم
رفتم حموم
کلی جمعو جور کردم
هی رفتم تو نی نی سایت دور زدم
10 بار به مامانم زنگ زدم
دلم میخواست اینجا بود سرمو میزاشتم رو پاش میگفتم مامان گوه خوردم عزیتت کردم
چی کشیدی تو مادرررررررررر
من هنوز حامله نمیشم اینم
مادر بشم چی میشه
هی امروز به یه بهانه ای دلم میخواست به مامانم زنگ بزنم ولی تا صداشو میشنیدم زبونم بند میاومد یه سوال بیخود میپرسیدم باز گوشی رو میزاشتم
دستم خیلی درد میکنه کارام رو نمیتونم با دست راست انجام بدم
ولی نمفهمم چی شده
مامانم گفت شاید ارتروزه
یا شایدم پی کرده ...
نمیدونم والا حالا تا دارم مینویسم شد 45 دقیقه برم موهامو خشک کنم تا اماده بشم همون 7 شده
فولی نانازیای من یه ماه با هم بودیم و من از وجودتون لذت برم
چه نینی شده باشین چه نه فراموشتون نمیکنم و میدونم که همیشه میگم
من یه بار 5 تا فولی داشتم ....
حالا بارور یا نابارور
دلم براتون تنگ میشه






خداحافظی با فولیا 

